تبليغاتX
عمران-بجستان
مستر مرگان وارد دفتر شد گفت « سلام» من هم گفتم « hi » دست داد ونشست کلی انگلیسی شکسته بسته گفتم و شنیدم و احتمالا همدیگه رو تفهیم کردیم سر آخر با لهجه گفت « خدا حافظ » من هم گفتم « see you »
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 و ساعت 22:15 |

سلام

چند وقت پیش روز کار گر بود اگه کارگرید و خیلی حال و حوصله دارید به اینترنت سر بزنید خوش بحالتون و روزتون که خیلی هم گذشته  مبارک امید که نون حلالتون برکت زندگیتون بشه اگه مثل منید که 7 صبح تا 7 غروب کار میکنه و فعلا رست و مرخصی هم ندارید بازم خوش بحالتون که توان کار دارید اگه کارگر نمونه نشدید و جایزه نگرفتید هم خیلی خوش بحالتون و اگه می خواهید علتش را بدنید باید بگم ؛توی فاز چهار مجتمع فولاد ... (طرح تکمیلی) یعنی همین جایی که دارم این پست رو میذارم کسایی بعنوان کارگر نمونه انتخاب شدن که خدا رو شاکرم  افرادی مثل اوستا حسین هنرمند (نشده تفاوتی بین 10 دقیقه ای که بالا سرش هستی با 4 ساعتی که بهش سر نمی زنی تو کیفیت و کمیت کارش ببینی تازه کارگر تنبل هم بدی دستش خودش کار اونو انجام میده ) ، مهدی افچنگی ( یکی از بچه هاش ماهی یکصد و بیست هزار تومان هزینه دواش میشه ولی بگی چند نفر باید اضافه کار بمونن تا 12 شب اولین کسیست که به خاطر دیگران پیش قدم میشه ) ، رضا موسی پور ( نیازی نیست کارکردش را چک کنی ) ،  عید محمد ( خانمش مریضی سختی داره ، دختر کوچکش تصادف کرده ، یک لحظه بیکار نمی بینیش) موسی مهنانی ( ...) ، موسی اثمری(....) ، ابراهیم ( با جرثقیل 25 تن کاری میکنه که جرثقیل 50 تن نمی تونه انجام بده ) و خیلی از بچه های خم و برش (...) ، دفتر فنی ، انبار، اداری و مالی . در هر حال خوش بحالتان که هم کار گرید و هم نمونه نیستید .

کارگران بجستانی مانده نباشیداز اینکه کسی برایتان نمی تواند کاری انجام دهد ، از اینکه مجبورید توی هوای گرم بجستان میان گرد و خاک و آفتاب سوزانش عرق بریزید و آخر سر کلی منت بخرید و چند قران پول به خانه ببرید ، از اینکه آب آشامیدنیتان طعم دیگری دارد ، از اینکه به شما  بدی آب و هوا تعلق نمی گیره ، از اینکه فروشگاهی به رونقی فروشگاه فرهنگیان ندارید ، از اینکه همایشی در روزی که به مناسبت روز شماست بر گذار نمی شود و کسی از حرف دلتان خبردار نمی شود ، از اینکه وجهه اجتماعیتان ازفلان کسبه دلال و نزول خور هم کمتر شده است و....و از اینکه نمی توانم برایتان کاری انجام دهم .

 من متاسفم

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 و ساعت 17:54 |

خیلی وقت است که اصلا دست ودلم به این دکمه های صفحه کلید  نمی رود به خیلی موضوعات فکر میکنم ولی دریغ از حوصله نوشتن اصلا ذهنم رو اولین کلمه قفل می کند آخه از یکسو نمی خواهم سرسری بنویسم  از سوی دیگر اطلاعاتم هم تا حدودی نم کشیده و برای خیلی از این موارد نیاز به رفرش داره  تازه خیلی از موضوعات هم نیاز به اطلاعات آماری مثل آمار جمعیت بجستان در چند سال اخیر روند رو به رشد بجستان محدوده شهری و منابع طبیعی  محل چاههای شبکه آبرسانی شهر ضرایب منطقه ای   سیستم اگو و....  که نیاز داره با چند نفری آدم مشورت کرد از یک سو خیلی دوست دارم یه حالی به این شاپور طاحونی بدم  رو دست بیر جانسون زده تو هر کاری یه ناخنک زده  کم مانده  کتاب فیزیولوژی گایتون – طاحونی هم بیرون بده البته میگن خانم مترجم داشتن این مزایا رو هم داره  مباحث مقررات ملی  هم که هر چند وقتی یه ویرایش میشه  که آدم کلی از این اشکال(؟!؟!؟ )  روی کلش سبز میشه که چرا یهو روابط عوض میشه مثل همین ویرایش آخر مبحث فولاد که هنوز حال و حوصله نوشتن براش بهم دست نداده

این مدتی هم که چیزی ننوشتم اتفاق خاصی نیقتاده بود از این شاخه به اون شاخه زیاد پریدم از آبهای زیر زمینی گرفته تا تصوف و معایب و محاسن دیوارهای تری دی پانل واینکه چقدر میتونه عایق حرارتی باشه و اینکه میتونه به اندازه دیوارهای کاه گلی خودمان دما رو نگه داره تا صادرات پای مرغ به چین و سر آخرهمین چند روز پیش یه مشت مطلب در مورد جوش خوندم که بد نبود وسعی کردم مطلبی از چارلز هیز ( CHARLES HAYES) که در مجله جوش آورده بنویسم هرچند چیز خاصی نبود ولی برای بعضی از این مشاورها و بطبع کارفرمایان عزیز بد نیست حداقل می فهمند جوشکار درو پنجره با یه هفشجانی فرق داره اولترا سونیک نمی تونه جای رادیو گرافی رو بگیره جوش 3f  هم داریم  6G هم هست این آقای چال هیز دارایNDT Level III  ازASNT و نیز عضو کمیته فرعی D1D AWS است که اگه مثل بقیه مطالب نباشه  سعی میکنم بنویسم تازه در مورد انواع تست جوش خصوصا غیر مخرب یکسری مطالب کپی و ترجمه  کردم که بعضی مطالب مربوط به همین همکاران جناب هیز است  .

حرف آخر یکی به این مسولین شهر بگه ولله آسفالت که میارن خالی میکنن باید دماش حداقل 140 درجه باشه 139 درجه هم قبول نیست ثانین وقتی می خواهند غلتک بزنن برای غلتک فولادی دما باید حدود120 باشه وبرای غلتک لاستیکی دما 85 درجه و آخر هم برای غلتک فولادی که میخواهد اتو بکشد باید 75 درجه باشد خدا رو خوش نمیاد دو روز دیگه این آسفالته ترک ورمی داره  هلالی میشه ، مصالح سنگیش جدا میشن یه خورده دلشون بحال کسری بودجه بسوزه

+ نوشته شده توسط در شنبه دوازدهم تیر 1389 و ساعت 15:42 |

در حقیقت«گـُلریش» بود ولی بخاطر هیکل درشت وتکبر زیادش بین بچه ها به گاومیش معروف بود حدود 40 سالی از خدا عمر گرفته بود ودر بین پروژه های زیادی که رفته بود سر از خاک ایران در آورده بود با شرکت زیمنس در پروژه ساخت نیروگاه سیکل ترکیبی نیشابور همکاری می کرد   روزی بیشتر از یک بسته سیگار می کشید نوشیدنیش هم همیشه براه بود  وچند نفر از پیمانکارای درجه دو و سه دنبال تهیه نوشیدنی های باب میل این آقا و باقی همکاران المانیش بودند هرچند مقداری از این نوشیدنی را از بلاد کفرشان می آوردند ولی خیلی وقتها در ایران تهیه می کردند گویا خوراکشان بد نبود  در یکی از شبهای احیای ماه مبارک رمضان در اطراف میدان امام نیشابور دیدمش که داشت دنبال همین آبکی ها می گشت و برای من که هنوز درگیر افکار اسلام بهتر است یا مسیح؟ شیعه بهتر است یا سنی؟ کلی استدلالات ناسیونالیستی ایجاد کرده بود

 بر اساس ASME   (American Society of Mechanical Engineer  ) کار میکرد البته نقشه ها برهمین اساس بود و اصولا از  AWS( American  welding society)   حتی برای قسمت ساپورتها استفاده نمی کردند ودر قسمت های هشت و نه  این استاندارد که در خصوص جوش و  تستهای آن بود تبحر خوبی داشت از ما ایرانی هاوسواس بیشتری نسبت به کار و  نحوه کار افراد داشت حتی یکبار که یکی از این نصابها ، جرثقیل دستیش ( تی فور ) را به لوله ها گیر داده بود به خاطر همین اهمال که هرچند مشکلی ایجاد نمی کرد از کل پاور هوس نیروگاه اخراجش کرد و اجازه کار در داخل سالن را از او گرفت  

ابهت این گاومیش از رییس گروهشان بیشتر بود و از جایگاه خاصی بین نفرات کارگاه برخوردار بود  کیفیت جوش  جوشکار را از نوع برق جوشکاریش تشخیص می داد مثل بازرسهای جوش ایرانی نبود ، قبل از آنکه بازرس باشد خودش یک جوشکار بود و می گفتند در قسمت بویلرهای نیروگاه که آذراب بعهده داشت در یک کنج با استفاده از آینه و خم کردن الکترود جایی که دست هم جا نمی شده خودش جوش داده بود و از تست RT هم تایید گرفته بود بین خارجیهایی که تا الان با آنها سرو کار داشتم بخوبی و دقت گاومیش ندیده ام از جوشکارو نصابهایی که خوب کار می کردند خوشش می آمد و حتی با زبان انگلیسی آرام و با لبخند خوش و بشی می کرد  و اگر جوش بدی می دید چند فحش آبدار نثار جوشکار می کرد البته جلو روی جوشکار ندیده بودم ولی در اتاق تفسیر فیلم زیاد فحش می داد حتی شماره جوشکار و پرونده اش را چک می کرد و نام ممتحنش را نگاه می کرد  

با اینکه خیلی سیگار می کشید ورزشکار خوبی بود می گفتند در کوهنوردی کسی به پای این آقا نمی رسد خیلی خوب از کوه بالا می رفت روی خرپایی که برای لولاه ها  ( pipe rack ) ساخته بودند نمی امد و همیشه یک نوچه داشت که او این کار را انجام می داد و تاییده جوش آن قسمتها را او انجام می داد  از مدرکش کسی چیزی نمی دانست ولی می شد حدس زد تحصیلات آکادمیک نداشت ولی تجربه زیادی داشت و پول خوبی هم از زیمنس می گرفت

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه پانزدهم آذر 1388 و ساعت 18:24 |

وقتی یک نگاه به میدان آزادی بجستان می اندازی یا نمای انرا از نگاه ماهواره می بینی  بی شک رضایتی شیرین  از زیبایی خلق و قدرت تجسم بخشی طراحانش برچهره ات نقش می بندد و شایدهنگامی که سواره یا پیاده از بلوار مطهری گذشته اید  باز همین حس را می توانی با تمام وجود لمس کنی  یا فضای سبز ، نعمتی بزرگ  از یکی دو نسل قبل ، از زمان مسولیت اقای تقی زاده در آموزش پرورش و استفاده از نیروهای جوان دانش آموز آن دوره اشخاصی چون  آقایان کاظم مرجانی ، علی رستمی ومحمد جوشنی و... که هرچند یخبندانها ، خوشکسالیها و فقدان باغبان دلسوزش طراوت قدیمش را از آن گرفته ولی باز زیباییش در چشم عابرین همیشگیش اگر یکنواخت باشد برای رهگذران کویر جذاب و فریبنده است و اینها یادگاری بدیع از نبوغ مسولینش بوده و امید است که همانطور بماند  

در این میان شاید طرح جامع  شهری و طرح هادی بصورت قانونی در آمده تا  به مسولین کمک کندو میان آن قوانینی گذاشته اند که زیبایی شهر را حتی به حیطه زندگی خصوص افراد بکشند مثل قانون نمای ساختمان هر منطقه و برای تضمین آن تا نما کامل نشود سند  ملک داده نمی شود نمای ساختمانها که قسمت مهمی از پیرایش یک شهر بحساب  می آید

اما یکی از معضلاتی که در این بین دیده می شود مساله دیوار نویسی است که چهرهای کریه به شهر داده و زیبایی آنراازآن گرفته و در گوشه و کنار شهر این مقوله زیاد بچشم می خورد و گویا ممانعتی صورت نمی گیرد اگرچه این نوعدیوار نویسی در بجستان بیشتر از نوع تبلیغاتی آن است و گاهی اثر شهرهای اطراف هم دیده می شود این گونه دیوار نویسی ها دیگر جنبه شخصی و فردی ندارد که روی دیوار چه کسی نوشته شده بلکه مساله عمومی و مربوط به کل شهروندان است و تا جایی که در بعضی شهرها اداره زیبا سازی شهر تاسیس شده و شدیدا پیگیر این معضل شهری هستند تا جایی که قانون  مجازاتی برای دیوار نویسان در نظر گرفته که بر اساس این قانون افرادی که اقدام به دیوار نویسی کنند به ازای هر متر مربع باید 600 هزار ریال جریمه پرداخت کنند وحتی برای انتخابات هم بصورت مشخص بیان شده که می توان به دو مورد زیر اشاره کرد

قانون انتخابات مجلس شوراي اسلامي مصوب 1378

‌ماده 57 - استفاده از هر گونه پلاكارد، پوستر، ديوار نويسي و كاروانهاي تبليغاتي و استفاده از بلندگوهاي سيار در خارج از محيط سخنراني و امثال آن به‌استثناي عكس براي تراكت و زندگي نامه و جزوه و همچنين سخنراني و پرسش و پاسخ از طرف نامزدهاي انتخاباتي و طرفداران آنان ممنوع مي‌باشد.

‌آيين نامه اجرايي انتخابات شوراهاي اسلامي روستا و بخش

‌ماده 63    .... 2 - استفاده از هر گونه پلاكارد (‌جز در محل ستاد انتخاباتي)، ديوار نويسي، كاروانهاي تبليغاتي و استفاده از بلند گوهاي سيار در خارج از محيط سخنراني و‌امثال اينها ... ممنوع مي‌باشد

و یا سری بزنیم به قانون دیوار نویسی در شهر نیویورک

10-117بد شکل کردن اموال  و دارایی ها  ،خرید و فروش اسپرهای رنگ و... ممنوع است مگر در موارد خاص

هیچ کس حق نوشتن نقاشی یا طراحی  تمثال یا اشکال روی ساختمانهای خصوصی یا دیگر سازه ها حتی شخصی ندارد

و حتی برای معرفی دیوار نویسان در بند 10-117.2 دارد که : شهرداری می تواند تا سقف 500 دلار به کسی که افرادی را که به اموال عمومی اسیب می رساندد  معرفی کند پاداش بدهد

و برای مجرمانی که به اموال دیگران یا عمومی ضرر برساند از 250 دلار برای مجرمان درجه چهار  جریمه در نظر گرفته تا مبالغ وبالاتر و حبس تا مجرمان درجه یک . می توانید برای اطلا عات بیشتر به  این آدرس مراجعه کنید         http://www.nyc.gov/html/nograffiti/html/legislation.html

 و یا در اداره پلیس نیویورک (NYPD ) پایگاه اطلا عات متمرکزی برای رد یابی و دستگیری دیوار نویسان وجود دارد و با شماره های فوریت های پلیس نیویورک  911  و یا شماره مخصوص این گروه 311 جهت دستگیری این افراد اقدام می کنند

در هر حال این مشکلی است که فرا روی شهر قرار دارد و بد نیست شهر داری و مسوولین شهر نسبت به آن اقدامی کنند و بد نیست و بد نیست شهر داری جهت رفع این مشکل و نیز جهت کسب در آمد ازاین طریق محلها و ستونهایی جهت این کار اختصاص داده هم مشکل تبلیغات حل شود و هم کمکی هرچند اندک به بودجه کم شهر داری کرده باشد

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 10:28 |


Powered By
BLOGFA.COM